شنبه, 01 آذر 1393

ستاره ای بدرخشیدوماه مجلس شد


دل رمیده ی ماراانیس ومونس شد


نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت


به غمزه مسئله آموزصدمدرَس شد


به بوی اودل بیمار عاشقان چوصبا


فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد


به صدرمصطبه ام می نشانداکنون دوست


گدای شهرنگه کن که میرمجلس شد


خیال آب خضربست وجام اسکندر


به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد


طرب سرای محبَت کنون شودمعمور


که طاق ابروی یارمنش مهندس شد


لب ارترشَح می پاک کن برای خدا


که خاطرم به هزاران گنه موسوَس شد


کرشمه ی توشرابی به عاشقان پیمود


که علم بی خبرافتادوعقل بی حس شد


چوزرعزیزوجوداست نظم من آری


قبول دولتیان کیمیای این مس شد


زراه میکده یاران عنان بگردانید


چراکه حافظ ازاین راه رفت ومفلس شد

حافظ